کتاب "فواید گیاه خواری" صادق هدایت که برای اولین بار نسخه الکترونیک آن در اینترنت منتشر میشود.
این کتاب ارزشمند را از لینک زیر دریافت کنید.
برای دیدن و خواندن کارت پستالهایی که صادق هدایت برای دوستان و اعضای خانواده خود فرستاده است بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
برای دیدن این نقاشی های زیبا بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
داستان بوف کور به زبان انگلیسی (ترجمه ایرج بشیری)--->دریافت
تحلیل بوف کور به زبان انگلیسی(به قلم ایرج بشیری)--->دریافت
تحلیل داستان توپ مرواری به زبان انگلیسی (به قلم ایرج بشیری)--->دریافت
تحلیل داستان پروین دختر ساسان به زبان انگلیسی --->دریافت
افسون چشمهاي بوف کور نقد و روايتي است ارزشمند و گرانسنگ به قلم "جمشيد طاهري پور" که به راستي حق مطلب را درباره "بوف کور" اثر جاودانه هدايت به جاي آورده است .خواندن اين تحليل پربار را به تمامي دوستداران صادق هدايت پيشنهاد ميکنم.میتوانید آن را از لینک زیر دریافت کنید.
(برای دانلود روی لینک بالا راست کلیک کرده و گزینه save target as را بزنید)
چنین گفت هدایت - نگاهی به « بوف کور » نام مقاله ایست از مسعود لقمان که بوف کور هدایت را اینبار از دیدگاهی دیگر مورد بررسی قرار میدهد.
برای خواندن مقاله بر روی ادامه مطلب کلیک کنید.
ادامه مطلب
روی جاده نمناک عنوان نوشته ای از هدایت می باشد در سالهای ۱۳۱۰-۱۳۰۵ که مفقود گردیده است .
روی جاده نمناک - سروده زیبایی از مهدی اخوان ثالث در رثای هدایت (از این اوستا- ۱۳۴۰)
اگر چه حالیا دیریست کان بی کاروان کولی
ازین دشت غبارآلود کوچیده ست
وطرف دامن از این خاک دامنگیر بر چیده ست
هنوز از خویش پرسم گاه:
آه
چه می دیده ست آن غمناک روی جاده ی نمناک ؟
زنی گم کرده بوئی آشنا وآزار دلخواهی
سگی نا گاه دیگر بار
وزیده بر تنش گمگشته عهدی مهربان با او
چنان چون پار یا پیرار؟
سیه روزی خزیده در حصاری سرخ؟
اسیری از عبث بیزار و سیر از عمر
به تلخی باخته دارو ندار زندگی را در قماری سرخ ؟
وشاید هم درختی ریخته هر روز همچون سایه در زیرش
هزاران قطره خون بر خاک روی جاده ی نمناک؟
چه نجوا داشته با خویش؟
پیامی دیگر از تاریکخون دلمرده ی سودا زده کافکا؟
- (درفش قهر
نمای انتقام ذلت عرق یهودی از نظام دهر
لجن در لج لج اندر خون و خون در زهر. ) –
همه خشم و همه نفرین همه درد و همه دشنام؟
درود دیگری بر هوش جاوید قرون و حیرت عصیانی اعصار
ابر رند همه آفاق مست راستین خیام؟
چه نقشی می زده ست آن خوب
به مهر و مردمی یا خشم و نفرت ؟
به شوق و شور یا حسرت ؟
دگر بر خاک یا افلاک روی جاده ی نمناک ؟
دگر ره مانده تنها با غمش در پیش آیینه
مگر آن نازنین عیاروش لوطی؟
شکایت می کند ز آن عشق نا فرجام دیرینه
وز او پنهان به خاطر می سپارد گفته اش طوطی؟
کدامین شهسوارباستان می تاخته چالاک
فکنده صید بر فتراک روی جاده ی نمناک؟
* * *
هزاران سایه جنبد باغ را چون باد بر خبزد
گهی چونان گهی چونین
که می داند چه می دیده ست آن غمگین ؟
دگر دیریست کز این منزل ناپاک کوچیده ست
ولی من نیک می دانم
چو نقش روز روشن بر جبین غیب می خوانم
که او هر نقش می بسته ست یا هر جلوه می دیده ست
نمی دیده ست چون خود پاک روی جاده ی نمناک
(با تشکر از bofekoor.blogfa.com )


